قديمي‌ترين تصويرهاي گياهان مربوط به آن عصر است و تأثير آنها را مي‌توان در نخستين‌ گياه‌نامه‌هاي چاپي ملاحظه كرد.
آنچه از معلومات جانورشناسي به‌دست آمد، مربوط به شكار بود، مخصوصاً به‌خاطر اين‌كه‌ پرندگان شكاري و جانوران ديگري كه به‌وسيله‌ٴ شكارچيان تربيت و نگهداري مي‌شدند مورد مطالعه قرار گرفتند. كتاب‌هايي درباره‌ٴ بازداري ظاهر شد. صليبيان از شرق‌، معلومات بهتري‌ درباره‌ٴ اين ورزش آوردند و آن را در سراسر اروپا رواج دادند.
اختلاف ميان فرهنگ درخشان ولي روبه زوال اسلامي‌، و مساعي جوان ولي نيرومند لاتيني در زمينه‌ٴ پزشكي به‌خوبي نمايان است‌. بي‌شك بزرگ‌ترين پزشك زمان ابن‌زهر مسلمان‌ اسپانيايي و عضو برجسته‌ٴ خانداني از بزرگان طب بود. در سالرنو، پزشكي با او قابل قياس‌ نيست‌؛ ولي در مقام مقابله در آن‌جا گروهي از مردان فعال را مي‌بينيم كه مجموع مساعي‌شان‌ چشمگير بود. مخصوصاً شاهد رونق كالبدشناسي هستيم‌، كه هنوز بسيار خام است‌، ولي‌ كارهاي بزرگي را نويد مي‌دهد. مسلماً، اين معلومات كالبدشناسي دست‌كم تا حدودي جنبه‌ٴ تجربي داشت‌. نمو اين شعبه‌ٴ طب الزاماً به عهده‌ٴ مسيحيان بود، چون تعصبات شديد ديني مانع‌ از آن بود كه مسلمانان يا يهوديان به پژوهش‌هاي كالبدشناسي بپردازند.
بخش بزرگي از فعاليت پزشكان لاتيني به خودي خود نشاني بود از برتري طب اسلامي‌، چون عبارت بود از ترجمه‌ٴ آثار پزشكي از عربي به‌لاتيني‌. تمام كتاب‌الملكي اهوازي ــ يكي از سه دايرةالمعارف مهم پزشكي اسلام ــ اينك‌، به دو شكل‌، به زبان لاتيني‌، در دسترس بود.
تحت تأثير مشترك بسياري از نهضت‌هاي ديني‌، و جنگ‌هاي صليبي كه موجب فجايع‌ بي‌شماري شد، انديشه و كار براي ايجاد بيمارستان‌ها با سرعت گسترش يافت و هيچ شهر بزرگي‌ در قلمرو مسيحيت نبود كه براي خود بيمارخانه‌اي نداشته باشد.
قصد ندارم بار ديگر، از مورخان صحبت كنم‌، ولي يكي از امور چشمگير اين عصر، رونق‌ قانون رومي در لومباردي و انتشار آن در فرانسه و انگلستان است‌. از لحاظ تاريخ سياسي در اهميت اين رويداد جاي گزاف‌گويي نيست‌، ولي نكته‌اي كه مايلم تأكيد كنم‌، اين است كه اين‌ رويداد از لحاظ علم محض هم بي‌نهايت مهم بود. رواج منطق ارسطو، اصول جدل آبلار، و تجديد حيات قانون رومي سه رويداد مهمي بود كه به تفكر دقيق و روشن ياري كرد؛ هم‌زماني آنها را نبايد كاملاً حسن تصادف شمرد، چون هر كدام مرحله‌ٴ معيني از بلوغ فكري اروپا را خبر مي‌دهد. لازم‌ نيست به خواننده يادآور شوم كه اگر آنها را به‌درستي ارزيابي كنيم نبايد از لحاظ تفكر دقيق علمي‌ امروز مورد بررسي قرار گيرند، بلكه از نظر فلسفه‌ٴ سده‌هاي يازدهم و دوازدهم‌، بايد بدان‌ها نگريست‌. پيش‌رفت معنوي كه اين سه رويداد معرف آن شد دامنه‌ٴ وسيعي داشت‌.
حال بهتر است ببينيم چه مقدار از وظيفه‌ٴ غايي بشريت به‌وسيله‌ٴ پيروان اديان‌، نژادها و ملل‌